انتقاد مولوی عبدالسلام شهلی‌بر: بخش سیزدهم

تصویر
انتقاد مولوی عبدالسلام شهلی‌بر: بخش سیزدهم انتقاد مولوی شهلی‌بر به صندوق عزیزیه رسید مولوی عبدالسلام شهلی‌بر در بخشی دیگر از انتقادات جامع خود از دارالعلوم مکی زاهدان، مسئولان صندوق عزیزیه را مورد خطاب قرار داد و گفت ما صندوق عزیزیه داریم، شما بررسی کنید که این صندوق چه کارهایی می کند ببینید چه تعداد نیازمندان و مظلومان از آن نفع می برند، همه می دانند که فقط عده ای خاص از آن نفع می برند و دیگر نیازمندان سودی از آن نمی برند، آیا این عملکرد از موسسه خدایی است؟ این مسائل در حالی است که صندوق عزیزیه همیشه با ادعای کمک به نیازمندان پولهای زیادی از مردم و خیرین دریافت می نماید.

سخت‌ترین عذاب در قیامت برای واعظی است که خودش عمل نمی‌کند

 

 سخت‌ترین عذاب در قیامت برای واعظی است که خودش عمل نمی‌کند

این حرف احساساتی یا سیاسی نیست؛ حدیث صریحِ صحیح بخاری است. در حدیث ۳۲۶۷ صحیح بخاری آمده است که:
«مردی را در روز قیامت می‌آورند و او را در آتش می‌اندازند، روده‌هایش بیرون می‌ریزد…
مردم به او می‌گویند: ای فلانی! مگر تو ما را به نیکی امر نمی‌کردی و از بدی بازنمی‌داشتی؟
می‌گوید: چرا؛ شما را به نیکی امر می‌کردم ولی خودم انجام نمی‌دادم،
و شما را از بدی نهی می‌کردم ولی خودم مرتکب می‌شدم.»
این حدیث، بی‌رحمانه‌ترین توصیف پیامبر ﷺ از حالِ واعظِ بی‌عمل است؛ و امروز، این توصیف دقیقاً بر واقعیتِ مولوی عبدالحمید منطبق است. کسی که از تریبون می‌گوید «مسئولین باید به خواسته مردم تن بدهند»، اما سال‌هاست کوچک‌ترین خواسته و اعتراض اساتید و طلابِ زیر دست خودش را نه‌تنها نشنیده، بلکه عملاً نادیده گرفته است.

مدت‌هاست ما از وضعیت دارالعلوم مکی انتقاد می‌کنیم؛
از حافظ اسماعیل ملازایی، داماد مولوی عبدالحمید که سهمیه‌های نانوایی دارالعلوم را در اختیار گرفته و کمک های مردمی به حوزه و طلاب را برای مصارف شخصی هزینه می کند،تا پسرش طیب اسماعیل‌زهی که به بی‌ادب‌ترین و خشن‌ترین فرد در دارالعلوم مکی شناخته می‌شود؛ کسی که صبح طلاب را با ناسزا بیدار می‌کند و شب‌ها گاه با کتک‌کاری می‌خواباند.

این دو نفر، با همکاری هم، بارها شبیخون زده‌اند؛ گوشی‌های شخصی طلاب را بدون هیچ حکم شرعی و قانونی ضبط کرده‌اند، آن‌ها را تفتیش کرده‌اند و حتی به تصاویر خانوادگی و شخصی طلاب با تمسخر و نیشخند نگاه کرده‌اند؛ کاری که اگر از هر جایی سر می‌زد، فریاد «نقض حقوق مردم» بلند می‌شد.

اساتید هم وضع بهتری ندارند؛ از فاروق (پسر مولوی) که عملاً هیچ‌وقت در کلاس حاضر نیست، تا دیگران. روزی نیست که شکایتی از این افراد نباشد، اما هرگز هیچ ترتیب اثری داده نشده است.
چرا؟ چون اگر رسیدگی شود، خودِ مولوی عبدالحمید زیر سؤال می‌رود؛ و این همان‌جاست که واعظ، به نفع خود متوقف می‌شود.

پیامبر ﷺ چنین کسی را توصیف کرده است؛
واعظی که مردم را امر می‌کند، اما خودش عمل نمی‌کند؛
نهی می‌کند، اما خودش مرتکب می‌شود؛
و در قیامت، پیشِ همان مردمی که روزی برایشان خطبه می‌خواند، رسوا می‌شود.

این حدیث، فقط روایت آخرت نیست؛
داوری امروز است.
بزودی مستندات این انتقادات را نیز از زبان طلاب و اساتید منتشر خواهیم کرد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر