انتقاد مولوی عبدالسلام شهلی‌بر: بخش سیزدهم

تصویر
انتقاد مولوی عبدالسلام شهلی‌بر: بخش سیزدهم انتقاد مولوی شهلی‌بر به صندوق عزیزیه رسید مولوی عبدالسلام شهلی‌بر در بخشی دیگر از انتقادات جامع خود از دارالعلوم مکی زاهدان، مسئولان صندوق عزیزیه را مورد خطاب قرار داد و گفت ما صندوق عزیزیه داریم، شما بررسی کنید که این صندوق چه کارهایی می کند ببینید چه تعداد نیازمندان و مظلومان از آن نفع می برند، همه می دانند که فقط عده ای خاص از آن نفع می برند و دیگر نیازمندان سودی از آن نمی برند، آیا این عملکرد از موسسه خدایی است؟ این مسائل در حالی است که صندوق عزیزیه همیشه با ادعای کمک به نیازمندان پولهای زیادی از مردم و خیرین دریافت می نماید.

کباب تنورچه با گوشت جوانان اعدامی بلوچ

 


 کباب تنورچه با گوشت جوانان اعدامی بلوچ

مولوی عبدالحمید سال‌هاست بساطی به اسم دفتر عدالت پهن کرده، کنارش هم یک کارتخوان گذاشته؛ نه برای خدمت، بلکه برای حساب‌و‌کتاب معامله‌های خون. مردمی که روزی به او اعتماد داشتند، حالا می‌بینند اعتمادشان مثل گوشت روی تنور، دود شده و رفته هوا.

شیوه کار ساده است: او روی صندلی دفتر لم می‌دهد، خانواده‌های داغدار و طایفه‌های در خون غلتیده سراغش می‌آیند. اول لبخند می‌زند، بعد بی‌صدا دست دراز می‌کند؛ هر که اسکناس چرب‌تری بگذارد، «حق» از آن اوست، و طرف مقابل یا «ناحق» می‌شود یا زیر بار سرزنش خرد. این است عدالت مولوی؛ عدالتی که در ترازویش وزن پول مهم‌تر از وزن خون است.

گاهی هم کسانی پا به این خانه می‌گذارند که قربانی دسیسه‌های زیردستانش‌اند: ابراهیم رودینی، عبدالمجید مرادزهی و امثالشان. اینجاست که مولوی ناگهان کر و کور می‌شود، چون خودش شریک همان سفره بوده.

برای عبدالحمید هیچ فرقی ندارد قاتل چه کسی باشد؛ مسعود قنبرزهی یا هر نام دیگری. تنها چیزی که برایش سنگینی می‌کند، کیسه پول است. عدالت او همین است: معامله‌ی خون، باج به زور و حق‌فروشی به بالاترین پیشنهاد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر