کمکهای مردمی به نام مسجد عزیزی، به کام آل ملازهی

   کمکهای مردمی به نام مسجد عزیزی، به کام آل ملازهی به گزارش کانال پشت پرده مسجد مکی زاهدان، حافظ اسلام ملازائی که به همراه فرزندان خویش سالهاست حسابهای دارالعلوم را تاراج نموده، حالا برای پول‌های مسجد عزیزی هم کیسه دوخته و با کمال وقاحت به نام جمع آوری کمک برای مسجد عزیزی، شماره کارت شخصی خود در بانک ایران زمین را اعلام نموده است. به راستی با وجود حسابهای متنوعی که مساجد در بانکهای مختلف دارند، اعلام شماره حساب شخصی برای دریافت پول از مردم چه معنی دارد؟

کباب تنورچه با گوشت جوانان اعدامی بلوچ

 


 کباب تنورچه با گوشت جوانان اعدامی بلوچ

مولوی عبدالحمید سال‌هاست بساطی به اسم دفتر عدالت پهن کرده، کنارش هم یک کارتخوان گذاشته؛ نه برای خدمت، بلکه برای حساب‌و‌کتاب معامله‌های خون. مردمی که روزی به او اعتماد داشتند، حالا می‌بینند اعتمادشان مثل گوشت روی تنور، دود شده و رفته هوا.

شیوه کار ساده است: او روی صندلی دفتر لم می‌دهد، خانواده‌های داغدار و طایفه‌های در خون غلتیده سراغش می‌آیند. اول لبخند می‌زند، بعد بی‌صدا دست دراز می‌کند؛ هر که اسکناس چرب‌تری بگذارد، «حق» از آن اوست، و طرف مقابل یا «ناحق» می‌شود یا زیر بار سرزنش خرد. این است عدالت مولوی؛ عدالتی که در ترازویش وزن پول مهم‌تر از وزن خون است.

گاهی هم کسانی پا به این خانه می‌گذارند که قربانی دسیسه‌های زیردستانش‌اند: ابراهیم رودینی، عبدالمجید مرادزهی و امثالشان. اینجاست که مولوی ناگهان کر و کور می‌شود، چون خودش شریک همان سفره بوده.

برای عبدالحمید هیچ فرقی ندارد قاتل چه کسی باشد؛ مسعود قنبرزهی یا هر نام دیگری. تنها چیزی که برایش سنگینی می‌کند، کیسه پول است. عدالت او همین است: معامله‌ی خون، باج به زور و حق‌فروشی به بالاترین پیشنهاد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد