آیا طیب و حافظ اسماعیل هم به اندازۀ دیگران حقوق دریافت می کنند؟

تصویر
آیا طیب و حافظ اسماعیل هم به اندازۀ دیگران حقوق دریافت می کنند؟ به گزارش کانال پشت پرده مسجد مکی زاهدان، در حال حاضر اکثر اساتید و کارکنان دارالعلوم زاهدان با حقوق های اندک دریافتی از حوزه، توانایی ادارۀ زندگی خود را ندارند و از پس هزینه های زندگی روزمرۀ خود برنمی آیند چه برسد به مسافرت و میهمانی و دیگر ملزومات زندگی سالم، ولی با این حال فرزندان و نزدیکان مولوی عبدالحمید هر سال به سفر حج می روند و ماهانه به جاهای خوش آب و هوای ایران سفر می نماید، آیا حقوق اینان هم مانند سایر پرسنل دارالعلوم است؟ اگر حقوق فرزندان مولوی عبدالحمید به اندازۀ دیگر اساتید دارالعلوم است چگونه طیب توانست مدت زیادی به سفر شمال برود و در ویلاهای لاکچری مشغول خوردن کبابهای رنگین شود، اگر حقوق حافظ اسماعیل به اندازۀ دیگران است از کجا سالانه صدها میلیون تومان پول بلیط هواپیما و سکونت در هتلهای لاکچری شمال تهران را می پردازد؟

مسجد، هتل پنج‌ستاره‌ی سرمایه‌دارها!

 مسجد، هتل پنج‌ستاره‌ی سرمایه‌دارها!

در حالی‌که مردم شهر، برای استفاده کردن از امکانات مسجد مکی باید با ذره‌بین دنبال امکانات بگردند، درهای همین مسجد برای پذیرایی از مهمانان ویژه و شخصی مولوی عبدالحمید و خانواده اش، گشوده‌تر از آغوش مادر به روی فرزند گمشده است!

مهمانان عزیزی که از شهرستان‌ها و گوشه‌ و کنار استان و خراسان راهی مراسم پسر حافظ اسماعیل شده‌اند و اغلب، نه جماعتی‌اند، نه محتاج سقف شب، بلکه سرمایه‌دارانی‌اند با حساب‌های بانکی متورم و چک‌های آماده امضا، این روزها در آغوش گرم بیت‌المال لم داده‌اند. نه از سر ناچاری، بلکه از سر نفوذ.

درجه‌بندی هم داریم! درجه یک‌ها به ویلاهای وابسته به مسجد منتقل شده‌اند؛ منازلی که لابد، طبق تعریف جدید، وقف کسانی‌ست که جیب پرتر دارند و لبخند عریض‌تری. درجه پایین‌ترها؟ خب، آن‌ها هم در خوابگاه‌های مسجد جا خوش کرده‌اند. شاید بشود نام آن‌جا را "هتل مکی پلازا" گذاشت، البته فقط برای خواص.

اما سؤال کلیدی این‌جاست:

چه کسی مجاز است بیت‌المال را، که متعلق به همه‌ی مردم است، در اختیار عده‌ای خاص قرار دهد؟ آیا حکم شرعی دارد؟ یا فقط مهر سکوت و مُهر قدرت کافی‌ست؟

اگر مسجد است، چرا مأمن نیازمندان نباشد؟
اگر خوابگاه دارد، چرا جای خواب غریبان و بی‌پناهان شهر خودمان نباشد؟
اگر امکانات دارد، چرا سهم سرمایه‌داران باشد، نه شب‌نشینان بی‌خانه‌ی شهر؟

شاید وقتش رسیده یکی پاسخ دهد؛
یا شاید، وقتش رسیده مردم بپرسند و دیگر سکوت نکنند.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر