افشاگری تازه از درون دارالعلوم؛ تأیید رسمی کیفیت فاجعه‌بار غذای طلاب

تصویر
   افشاگری تازه از درون دارالعلوم؛ تأیید رسمی کیفیت فاجعه‌بار غذای طلاب سال‌هاست طلاب دارالعلوم از غذای بی‌کیفیت و غیرقابل‌تحمل خود می‌نالند، اما هر بار که رسانه‌های مستقل این موضوع را بازتاب می‌دادند، از سوی اطرافیان مولوی عبدالحمید به دروغ‌پردازی و دشمنی متهم می‌شدند. حالا اما خودشان لب به اعتراف گشوده‌اند. در جلسه اخیر اساتید، مفتی قاسم صراحتاً اعلام کرده است: چهل سال است در مسجد مکی حضور دارم و تاکنون غذایی با کیفیت در این حوزه ندیده‌ام. ۴۰ سال حضور در رأس یک مجموعۀ مذهبی، یعنی چهار دهه فرصت برای اصلاح، نه تکرار اشتباه. امّا نتیجه چیست؟ نه‌تنها تغییری در وضعیت معیشتی طلاب ایجاد نشده، بلکه مشکلات هر روز بیشتر شده‌اند؛ که این نتیجه‌ی مستقیم سپردن مدیریت به حلقه خانوادگی مولوی عبدالحمید، دامادش حافظ اسماعیل و پسرش طیب بدون کمترین تجربه و صلاحیت، می باشد. وقتی معیار، شایستگی نیست و همه‌چیز در محدوده اقوام خلاصه می‌شود، نتیجه هم می‌شود همان غذایی که مفتی قاسم به آن افتضاح می‌گوید؛ غذایی که نه در شأن طلبه است، نه در خور شأن حوزه‌ای که خود را مرکز علم و ایمان می‌نامد. مردم امروز ...

"لقب‌بازی": پروژه جدید در دارالعلوم مکی برای مشروعیت‌سازی مصنوعی؟

 

"لقب‌بازی": پروژه جدید در دارالعلوم مکی برای مشروعیت‌سازی مصنوعی؟

 "لقب‌بازی": پروژه جدید در دارالعلوم مکی برای مشروعیت‌سازی مصنوعی؟

در روزگاری که اعتبار دینی و علمی باید بر پایه‌ی شفافیت و شایستگی باشد، شاهد شکل‌گیری موج تازه‌ای از «لقب‌سازی» در دارالعلوم مکی هستیم؛ موجی که نه تنها افکار عمومی را سردرگم کرده، بلکه صدای اعتراض برخی از علمای باسابقه‌ی همین حوزه را نیز درآورده است.

به‌تازگی، مفتی قاسم، یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی حوزه، به صراحت اعلام کرده:
"چرا به من می‌گویید شیخ‌الحدیث؟ من اصلاً شیخ‌الحدیث نیستم!"
این جمله ساده، اما صادقانه، زنگ خطر مهمی را به صدا درمی‌آورد:
آیا القاب، به ابزاری تبلیغاتی برای فریب افکار عمومی تبدیل شده‌اند؟

در همین فضای مبهم، نکته‌ی جالب‌توجه آنجاست که تمام فرزندان مولوی عبدالحمید لقب "مفتی، مولانا ، شیخ ال..." گرفته‌اند، بدون آنکه هیچ‌گونه آزمون رسمی یا تأییدیه از نهادهای معتبر داخلی یا ناظرین بین‌المللی صورت گرفته باشد. حتی برخی طلاب صراحتاً گفته‌اند که افرادی مانند "طیب اسماعیل‌زهی و حافظ اسماعیل ملازایی" سطح سواد اولیه‌ی حوزوی را نیز کسب نکرده‌اند.

در این میان، یک سؤال اساسی مطرح است:
اگر این القاب بدون پشتوانه‌ی علمی و واقعی صادر می‌شوند، هدف از آن چیست؟

پاسخ را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد:
توجیه حجم بالای ورود پول به دارالعلوم مکی.
در جامعه‌ای که مردم با هزار زحمت و امید صدقات و نذورات خود را به این نهاد می‌سپارند، ایجاد چهره‌های مصنوعی و القابی که بیشتر شبیه عنوان‌های بازی‌های کامپیوتری‌اند تا مدارج علمی، تنها یک کارکرد دارد: مشروعیت‌سازی برای سرمایه‌های بی‌پاسخ.

شاید وقت آن رسیده باشد که مردم بپرسند:
آیا این القاب، نشانه‌ی علم‌اند، یا ابزاری برای مدیریت افکار؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد