افشاگری تازه از درون دارالعلوم؛ تأیید رسمی کیفیت فاجعه‌بار غذای طلاب

تصویر
   افشاگری تازه از درون دارالعلوم؛ تأیید رسمی کیفیت فاجعه‌بار غذای طلاب سال‌هاست طلاب دارالعلوم از غذای بی‌کیفیت و غیرقابل‌تحمل خود می‌نالند، اما هر بار که رسانه‌های مستقل این موضوع را بازتاب می‌دادند، از سوی اطرافیان مولوی عبدالحمید به دروغ‌پردازی و دشمنی متهم می‌شدند. حالا اما خودشان لب به اعتراف گشوده‌اند. در جلسه اخیر اساتید، مفتی قاسم صراحتاً اعلام کرده است: چهل سال است در مسجد مکی حضور دارم و تاکنون غذایی با کیفیت در این حوزه ندیده‌ام. ۴۰ سال حضور در رأس یک مجموعۀ مذهبی، یعنی چهار دهه فرصت برای اصلاح، نه تکرار اشتباه. امّا نتیجه چیست؟ نه‌تنها تغییری در وضعیت معیشتی طلاب ایجاد نشده، بلکه مشکلات هر روز بیشتر شده‌اند؛ که این نتیجه‌ی مستقیم سپردن مدیریت به حلقه خانوادگی مولوی عبدالحمید، دامادش حافظ اسماعیل و پسرش طیب بدون کمترین تجربه و صلاحیت، می باشد. وقتی معیار، شایستگی نیست و همه‌چیز در محدوده اقوام خلاصه می‌شود، نتیجه هم می‌شود همان غذایی که مفتی قاسم به آن افتضاح می‌گوید؛ غذایی که نه در شأن طلبه است، نه در خور شأن حوزه‌ای که خود را مرکز علم و ایمان می‌نامد. مردم امروز ...

میزان سنجش جوایز در مسجد مکی؛ از چاکری تا تقدیر!

 


 میزان سنجش جوایز در مسجد مکی؛ از چاکری تا تقدیر!

چندی پیش مراسمی در مسجد مکی برگزار شد که در آن از بخشی از انتظامات مسجد تقدیر به‌عمل آمد. تقدیری برگرفته از تبعیض، بی‌عدالتی و حتی توهین به شعور جمعی.

از هزاران نفری که سال‌ها با دل و جان، بی‌ادعا و خالصانه در راستای حفظ نظم و حرمت مسجد تلاش کرده‌اند، تنها از ۲۰ نفر تقدیر و به آن‌ها هدیه‌ای داده شد. سوال اساسی اینجاست: معیار انتخاب این بیست نفر چه بوده؟ چه ملاک‌هایی برای سنجش در نظر گرفته شده؟ آیا تلاش خالصانه و بی‌منت دیگر اعضای انتظامات هیچ ارزشی نداشته؟ یا شاید هم ماجرای گزینش، ریشه در روابط دارد، نه شایستگی؟

جالب‌تر و البته تأسف‌بارتر این‌ که فاروق پسر بی ادب و مغرور مولوی عبدالحمید وظیفه اهدای جوایز را برعهده داشته، کسی‌ که با غیبت‌های طولانی در هیچ‌کدام از کلاس‌های دینی حضور فعال ندارد، بلکه پیش‌تر با تمسخر و تحقیر، همین خادمان بی‌ادعای مسجد را زیر سوال برده است. جمله‌ای که در استوری اینستاگرام او منتشر شد، هنوز از ذهن بسیاری پاک نشده:
"آنجا که شما برای نوکری آمده‌اید، ما صاحب آنجاییم!"

این نه فقط توهینی مستقیم به اعضای انتظامات و خادمان مخلص مسجد است، بلکه بازتابی‌ست از ذهنیتی خطرناک: ذهنیتی که خدمت را با سلطه اشتباه گرفته، ذهنیتی که مسجد را ملک خصوصی می‌بیند و دیگران را صرفاً رعیت مطیع و بی‌صدا.

او نه‌تنها هیچ‌گاه بابت این جمله عذرخواهی نکرد، بلکه حالا با جسارتی بیشتر، در موضع قضاوت و اعطای پاداش نشسته. آیا این چیزی جز نمایش دیگری از دیکتاتوری پنهان در فضای مسجد مکی‌ست؟ آیا این سبک مدیریت و تقدیر، مشوقی برای خلوص نیت است یا پاداشی برای نزدیکی به "صاحبان" خودخوانده؟

مسجد، خانه خداست؛ نه عرصه‌ای برای قدرت‌نمایی شخصی. خدمت در مسجد، افتخاری‌ست که با دل انجام می‌شود، نه با دیده‌شدن. اگر قرار است عدالت در این خانه جریان داشته باشد، باید معیار تقدیر نیز شفاف، منصفانه و بر پایه شایستگی باشد، نه مناسبات پشت پرده و نگاه بالا به پایین.

اگر امروز در برابر این بی‌عدالتی‌ها سکوت کنیم، فردا دیگر چیزی از روح مسجد باقی نخواهد ماند جز یک پوسته پر زرق و برق و خالی از معنویت.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد