انتقاد مولوی عبدالسلام شهلی‌بر: بخش سیزدهم

تصویر
انتقاد مولوی عبدالسلام شهلی‌بر: بخش سیزدهم انتقاد مولوی شهلی‌بر به صندوق عزیزیه رسید مولوی عبدالسلام شهلی‌بر در بخشی دیگر از انتقادات جامع خود از دارالعلوم مکی زاهدان، مسئولان صندوق عزیزیه را مورد خطاب قرار داد و گفت ما صندوق عزیزیه داریم، شما بررسی کنید که این صندوق چه کارهایی می کند ببینید چه تعداد نیازمندان و مظلومان از آن نفع می برند، همه می دانند که فقط عده ای خاص از آن نفع می برند و دیگر نیازمندان سودی از آن نمی برند، آیا این عملکرد از موسسه خدایی است؟ این مسائل در حالی است که صندوق عزیزیه همیشه با ادعای کمک به نیازمندان پولهای زیادی از مردم و خیرین دریافت می نماید.

منبر یا بازار برده‌فروشی؟

 

منبر یا بازار برده‌فروشی؟

 منبر یا بازار برده‌فروشی؟

در زاهدان، مولوی عبدالحمید منبر را نه ابزار هدایت، که ابزار تجارت کرده است. مسابقه‌ای برپا شده نه برای علم و تقوا، بلکه برای بردگی و چاکری. هر که زودتر دست و پا ببوسد، منبر از آنِ اوست. اینجا دیگر لیاقت یعنی بندگی مطلق؛ نه بندگی خدا، که بندگی عبدالحمید.

نمونه‌اش را ببینید در مسجد آل رسول بزرگمهر زاهدان؛ روزی پر از جمعیت، پر از صدای دعا و رجاء. امروز؟ غریب و متروکه، خالی از صف جماعت. چرا؟ چون مردم دیگر بوی تعفن معامله را فهمیده‌اند. چون جای مولوی باسواد، گذاشتند مولوی مطیع؛ مولوی فلانی رفت، مولوی فلانی آمد، و مردم با پای خودشان راه خروج را انتخاب کردند.

این منبرها دیگر حرمتی ندارند. نه چون مردم بی‌دین شده‌اند، که چون دین ملعبه دست تاجران مولوی نما شده است. مسجدی که ملایش نه از مردم، نه برای مردم، بلکه نوکر قدرت و جیب‌بُر اعتقادهاست، مسجد نیست؛ حجره‌ دکانداری‌ست با اسم مقدس.

مولوی عبدالحمید مسئول این سقوط است. مسئول آن نمازهای بی‌مشتری، آن منبرهای بی‌مخاطب. اوست که مردم را از مسجد راند، نه با کفر، بلکه با خیانت.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

طلاق اجباری و کودک همسری در خانواده مولوی عبدالحمید

حافظ طیب اسماعیل زهی فرزند مولوی عبدالحمید در حال تحریک جوانان در فضای مجازی می باشد

بیانیه طایفه شه بخش در حمایت از حاج الله نظر